روزی فردی که دستش شکسته بود،برای بازکردن گچ پیش دکتر رفت.
کار دکتر که تمام شد؛ گفت: الحمدلله دستت خوب شده.
بیمار پرسید:
آقای دکتر الان دیگه می تونم ساز بزنم
دکتر گفته البته
بیمار دست افشان و پای کوبان خوشحالی کرد
دکتر که از او دلیل شادمانی اش را پرسید
بیمار پاسخ داد
آخه آقای دکتر قبلاً نمی تونستم ساز بزنم
حالا حکایت ماست
گاهی چنان از انتظارات گشایش اقتصادی پسابرجام سخن می گویند
گویی که پیش از این
اقتصادی پر رونق داشته ایم
حواسمان باشد که
ساختارهای معیوب و دامهای توسعه و موانع رشد بر همان سنت پیشین برقراراند.

منبع : چراغ روشنداستان ساز و دست شکسته
برچسب ها : دکتر ,آقای دکتر